امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Tuesday, 12 November , 2019
امروز : سه شنبه, ۲۱ آبان , ۱۳۹۸ - 15 ربيع أول 1441
شناسه خبر : 4244
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۵:۴۸ | 272 بازدید | ارسال توسط :

بی مهری سازمان‌ها به روابط عمومی

سال‌هاست که از شکل ‌گیری مفهوم و اصطلاح روابط عمومی در جهان می‌گذرد. در کشور ما نیز روابط عمومی مدت‌هاست به عنوان یک نهاد و سازمان در بخش‌های دولتی و خصوصی پا گرفته است.
بی مهری سازمان‌ها به روابط عمومی

سال‌هاست که از شکل ‌گیری مفهوم و اصطلاح روابط عمومی در جهان می‌گذرد. در کشور ما نیز روابط عمومی مدت‌هاست به عنوان یک نهاد و سازمان در بخش‌های دولتی و خصوصی پا گرفته است. متاسفانه به‌رغم همه کارهای تئوریکی که در باب روابط عمومی صورت گرفته هنوز هستند مدیرانی که نگاه صحیحی به مقوله روابط عمومی ندارند و در بهترین حالت، رویکردی سنتی به جایگاه و اهمیت آن در یک سازمان دارند. این درحالی است که آغاز هرگونه تغییر و تحول سازمان باید در تفکر منطقی، باورها و در روش‌های مدیریتی به ویژه مدیران سطوح بالا و رأس هرم نهادینه شود. اگر بالاترین سطوح یک سازمان با دانش روابط عمومی و کارکردهای وسیع آن در همه ابعاد آشنا نباشد مدیر روابط عمومی یا کارشناس روابط عمومی نیز نمی‌تواند در تحلیل مسائل اجتماعی و ارتباطات، نقش مؤثری ایفا کند.

 

روابط عمومی‌ در بیشتر سازمان‌ها بیشتر نقش واحد تشریفاتی را بازی می‌کند. برگزاری جشن‌ها، مراسم بازنشستگی و تقدیر، مراسم استقبال رسمی و برنامه‌هایی از این دست، عمده‌ترین فعالیت‌های روابط عمومی‌ در سازمان‌ها محسوب می‌شوند. این امر باعث تغییر ماهیت روابط عمومی از یک نهاد پویا و تأثیرگذار به یک نهاد تشریفاتی و غیر تخصصی می‌شود. به نظر می‌رسد راهکار اصلی برای رفع این معضل در روابط عمومی ایران، بازتعریف وظایف روابط عمومی در سازمان‌ها بر اساس متد علمی و روند جهانی باشد.

 

روابط عمومی جزء مجموعه‌های تخصصی در هر سازمانی است که مدیریت آن باید به فردی با ویژگی‌های متناسب با این مجموعه سپرده شود. اتفاقی که در بیشترنهادهای کشور رخ نمی‌دهد و این موضوع به همان نبود شناخت از روابط عمومی برمی‌گردد. نمونه‌های فراوانی را می‌توان در سراسر کشور نام برد که مدیریت روابط عمومی به دست افرادی سپرده شده که کمترین سنخیتی با این شغل ندارند. این در حالی است که تنوع‌ کارهای‌ روابط‌ عمومی‌ و حساسیت این مسئولیت ایجاب‌ می‌ کند که‌ عاملان‌ و کارگزاران آن‌ علاوه‌ بر آگاهی‌ از رموز حرفه‌ خود با بسیاری‌دیگر از رشته‌ های‌ علوم‌ آشنا باشند به همین علت سپردن‌ کاری‌ تا این‌ حد مهم‌ و در عین‌ حال‌ سنگین‌ به‌ کسانی‌ که‌ در این‌ حرفه‌ سررشته‌ و تجربه‌ کافی‌ ندارند نه‌ تنهاصحیح‌ نیست‌ بلکه‌ دور از شرط‌ عقل‌ است‌.

 

 

در این نوشتار به چهار شاخص از

 

شایستگی‌های مدیریت روابط عمومی که تضمین کننده موفقیت روابط عمومی در سازمان هاست می‌پردازیم:

 

۱ – علاقه: اولین ویژگی‌ که یک مدیر روابط عمومی باید داشته باشد تا در کار خود موفق شود، علاقه است. شرح وظایف روابط عمومی‌ها به گونه‌ای است که اگر عنصر علاقه در وجود مدیر و حتی کارکنان آن نباشد، آن مجموعه به مرور زمان دچار رکود و روزمرگی خواهد شد. شادابی و نشاط، لازمه کار در روابط عمومی است که با عنصر علاقه در ارتباط است. اگر در مجموعه روابط عمومی یک سازمان شاهد رکود، سستی و روزمرگی هستیم قطعاً یک عامل مهم آن علاقه نداشتن مدیریت یا پرسنل آن مجموعه به شغل روابط عمومی است. لذا ضروری است مدیران ارشد هر سازمانی، عنصر و مؤلفه علاقه را در شروط استخدامی خود بگنجانند. در غیر این صورت قطعاً در آینده دچار مشکل خواهند شد.

 

۲‌- تخصص: آغاز فراگیری روابط عمومی در جهان از ابتدای قرن بیست و یکم موجب گسترش بیشتر این دانش و تخصصی شدن آن با توجه به مسائل فرهنگی شد. امروزه روابط عمومی با پیشرفت‌های شگرفی که همزمان با پیشرفت‌های علمی و فناوری و ارتباطی روز پیدا کرده، یک شغل کاملاً تخصصی است، از این رو تحصیلات آکادمیک و تخصصی، نیاز اولیه مدیر و کارشناسان روابط عمومی است. متأسفانه یکی از معضلات واحدهای روابط عمومی ما بخصوص در بخش دولتی، مدیریت افراد غیر متخصص بر این واحدهاست. گاهی روابط عمومی تنها به بخش اطلاعات و حراست سازمان خلاصه می‌شود و گاهی تنها وظیفه تهیه بریده جراید و نصب پارچه تبریک و تسلیت به آنها محول می‌شود. اما نکته اساسی که در روابط عمومی‌های ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته، تخصص‌هایی است که با گسترش حوزه فعالیت‌ سازمان‌ها از این بخش سازمان انتظار می‌رود. در هر سازمانی که مدیر ارشد آن به واحد روابط عمومی نگاه تخصصی نداشته و آن را یک واحد تشریفاتی بداند، مدیران روابط عمومی آن سازمان افرادی فاقد هر نوع تخصص در امر روابط عمومی هستند.

 

با توجه به گسترش رشته تخصصی روابط عمومی در دانشگاه‌های کشور لازم است مدیران ارشد هر سازمان در انتصاب مدیران و کارکنان واحدهای روابط عمومی خود از فارغ ‌التحصیلان دانشگاهی این رشته استفاده کنند. متأسفانه یکی از رشته‌هایی که آمار بیکاری در میان فارغ‌التحصیلان آن بالاست، روابط عمومی و رشته‌های مرتبط با آن است. آموزش روابط عمومی که منطبق بر نیازهای جدید نباشد و دربست برگرفته از الگوهای غربی باشد کارساز نخواهد بود زیرا ما نیازمند روابط عمومی ایرانی هستیم. آموزش های کاربردی، بومی و بین المللی مبتنی بر آخرین راهکارها و ابزار تکنولوژیکی ابتدایی ترین و حداقل نیاز به حرکت به سمت روابط عمومی حرفه ای است.

 

۳ – تجربه: روابط عمومی شغل حساس و ظریفی است که با رسانه و افکار عمومی جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد. از آنجا که روابط عمومی سخنگو و آیینه هر سازمانی محسوب می‌شود می‌بایست در انعکاس وقایع سازمان از یک سو و دریافت بازخوردها و نظرات مخاطبان و از سوی دیگر از تجربه کافی و تسلط لازم بر امور برخوردار باشد تا سازمان دچار مشکل نشود. سهل‌انگاری، کوتاهی و انعکاس غلط یک رویداد توسط روابط عمومی می‌تواند برای سازمان، بحران‌آفرین باشد. مسئولان، کارشناسان و کارگزاران روابط عمومی باید از بهترین نیروهای هر سازمان انتخاب شوند که ضمن برخورداری از انگیزه، تخصص، نشاط و پویایی، افرادی با تدبیر و تجربه کافی نیز باشند تا بتوانند در مسیر کمال سازمان وظایف و نقش‌های مهم خود را به خوبی دنبال کنند. انتظاراتی که از روابط عمومی در سازمان ها وجود دارد بدون وجود نیروهایی که کار در روابط عمومی را تجربه کرده باشند میسر نخواهد بود. در بسیاری از موارد دیده می شود مدیران ارشد نسبت به این مهم بی توجه هستند و در حقیقت روابط عمومی را به محلی برای تبعید نیروهای بی انگیزه و ناکارآمد تبدیل کرده اند یا درموارد دیگر به دلیل بی توجهی و ندادن بهای لازم به شاغلان در حوزه روابط عمومی و قائل نبودن تفاوت بین این نیروها و دیگران، افراد انگیزه اشتغال در این حوزه را از دست می دهند.

 

۴ – شناخت کافی از سازمان و مخاطبان آن: مدیران روابط عمومی ها بایستی بدانند که روابط عمومی نزدیک ترین فرد به مدیران سازمان است نه برای اینکه از مدیران دفاع کند یا برای آنان تبلیغ کند یا اینکه صدای آنان را به نقطه ای دورتر برساند بلکه از این بابت که اطلاعات محیطی (درون سازمانی و برون سازمانی) دقیق تر و گسترده تری دارد و می تواند نقش مشاور اول مدیر ارشد را به خوبی انجام دهد و بحران ها را پیش بینی و پیشگیری کند.

 

مدیری که می‌خواهد هدایت روابط عمومی یک سازمان را به عهده بگیرد می‌بایست از کلیت سازمان، کارکرد‌ها، خدمات و جایگاه آن و همچنین مطالبات مخاطبان آن شناخت کافی داشته باشد تا بتواند بهترین تعامل را با مخاطبان سازمان خود و افکار عمومی و مخاطبان خاص آن برقرار کند. یک مدیر آگاه به سازمان می‌تواند در برابر شبهات، به موقع واکنش نشان دهد و به اتهامات و انتقادات، بهترین پاسخ را ارائه دهد. روابط عمومی باید استراتژی های کارکردی خود را با استراتژی های کلی سازمان منطبق سازد و وظایفی را بر عهده بگیرد. روابط عمومی اغلب حرکت در مسیر برنامه ها و اهداف سازمان را به عنوان فعالیت حرفه ای خود انجام می دهد. کارشناسان این حوزه آگاهند که بیشتر تصمیمات روابط عمومی بر اهداف و آرمان های سازمان تاثیر می گذارد، از این رو مدیر روابط عمومی باید در تصمیم گیری ها تعهد نسبت به منابع را در نظر بگیرد، در تصمیمات خود شرایط پیچیده سازمان، واحدهای تجاری یا سهام داران تاثیرگذار یا تاثیرپذیر را مورد توجه قرار دهد و با هوشمندی و دانش تصمیم بگیرد زیرا پیامدهای تصمیم گیری او به چرخه تصمیم گیری بلند مدت سازمان منتقل می شود.

 

سخن پایانی

به صورت کلی می توان گفت استراتژی روابط عمومی منبعث از استراتژی سازمان است و اگر این واحد سازمانی به وظایف و عملکرد خود واقف نباشد یا در اجرای آنها کوتاهی کند، استراتژی کلان سازمان، در اجرا دچار مشکلات فراوانی خواهد شد.روابط عمومی را برای آن هنر هشتم نام نهاده اند که مجموعه هفت هنر دیگر را به خدمت می گیرد تا پیام‌ها را لذت بخش و آرامش بخش به مخاطبان خود برساند. روابط عمومی بایستی پیام و مشکلات و انتقادات مردم را طوری به مدیران منتقل کند که

جبهه گیری و جهت گیری در مدیران به وجود نیاید بلکه آنان احساس کنند که انجام کار برای مردم ارزشمندترین کار اخلاقی و اداری است. همچنین روابط عمومی ها بایستی طوری پیام رسانی کنند که مردم احساس اعتماد و مشارکت و همکاری بیشتری با سازمان پیدا کنند.

بدیهی است هیچ نهاد و سازمانی نمی تواند بدون موفقیت در حوزه روابط عمومی به عنوان یک سازمان موفق مطرح شود. آن چه در سنوات گذشته متأسفانه به اشکال و صور گوناگونی باعث شده روابط عمومی همچنان بی اثر یا کم اثر جلوه کند، همانا اقتدارگرایی مدیران، رواج سیستم ارادت سالاری به جای شایسته سالاری، نگاه ابزاری به روابط عمومی، دانای کل جلوه دادن برخی مدیران، بیگانگی سازمانی یا بیگانگی حرفه ای بسیاری از مسئولان، پایین بودن آگاهی بعضی از کارکنان و مدیران ارشد از اهمیت و نقش روابط عمومی بوده است. همچنین کم مهارتی و مشکل فنی و ضوابط قانونی و اداری برای کار روابط عمومی ها، آسیب پذیری همبستگی و روح کار جمعی در مدیران روابط عمومی و مطلق اندیشی چه در مدیران روابط عمومی و چه برخی از مدیران سازمان، بی توجهی به طرح های پژوهشی و افکارسنجی- که همه و همه موجبات بی توجهی یا کم توجهی به افکار عمومی را سبب شده و مشارکت ندادن کارکنان در تصمیم گیری ها را که از دغدغه های جدی است- باعث شده است.

 

انتظار می رود با گماردن مدیران علمی ارزش گرا و فرآیند محور، مدیرانی در مصدر امور روابط عمومی ها قرار گیرند که از لحاظ فنی، تخصصی، تجربی و توانمندی های فردی با برنامه ریزی ارتباطی ویژه و پژوهش های افکار عمومی توانایی جلب مشارکت عمومی و اعتمادسازی در افکار عمومی را دارا باشند و فرآیند توسعه سازمانی و تحقق عملی کارکردهای روابط عمومی را به نحو مطلوبی فراهم کنند.

عباس خسروانی؛ دانشجوی دکتری جامعه شناسی

نویسنده : عباس خسروانی | منبع خبر : اطلاعات
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.